Afghans-fight-in-Syria (1)

هوای خشونت‌گستری و گزارشگر بی‌بی‌سی؟

افغانستان در تالاب خون شنا میکند. شاید ورشکستگی سرنوشت ما در لوح محفوظ با “خط شکست” نگاشته شده‌بود. جنگ‌افروزان فرمان میدهند، مردم را پارچه پارچه میسازند، آتش میفروزند، باروت میفروشند و از بالا تماشا میکنند.

جنگ‌آفرینان بیرونی نیز آرام ننشسته‌اند. به بلندپایگان کاخ‌نشین که سرگرم نقشه و راه‌اندازی جنگ درین یا آن گوشه جهان هستند، نمیتوان گفت: “بالای چشم تان ابروست!” زیرا امروز “تیوری توطئه” را بهانه می‌آورند و فردا مانند Tony Blair و همتایانش خواهند گفت: “ببخشید! آنچه در عراق کردیم، درست نبود.” … به همین سادگی؟ آری. به همین سادگی.

درین میان، تنی چند هیزم‌آور و نفت‌پراگن سرگردان نیز دیده میشوند. آنان که پیش از دسترسی به کمپیوتر، شاید قلمهای دشنه‌گون داشتند، اکنون از تخته کیبورد (کمپیوتر) با رگبار گلوله‌های واژگانی، جنگ را رنگ میدهند.

آقای داریوش بازرگان الگوی ناخواسته همین دسته است. او رسانه بزرگی را تیرکش ساخته و از همانجا تیر پشت همسایه را نشانه میرود، بی‌آنکه بداند پس لگدش قفس سینه مردمان زادگاه خودش را افگار خواهد کرد.

تازه‌ترین یادداشت وی مینمایاند که با چه نگاهی – انگار از بام بالاخانه کوروش کبیر به پیاده‌روها – تایپ شده‌است:

I think one day the Iranians will send those battle hardened Fatemid fighters back into Afghanistan as some kind of Hazara army… Maybe that would be a good thing? Who will protect the Hazara. This cannot stand.

برگردان [سیاسنگ]: «فکر میکنم یک روز ایرانیها آن گروه آبدیده جنگندگان فاطمی را در نقش نوعی لشکر هزاره واپس به درون افغانستان خواهند فرستاد … شاید چیز خوبی باشد؟ هزاره‌ را چه کسی حمایت خواهد کرد؟ نمیتواند تحمل شود.»

از نارسایی نوشتاری پاراگراف انگلیسی میتوان چشم پوشید، از درونمایه‌اش نه؛ زیرا منطق “مستضعف‌محور” نویسنده درنگ میخواهد، به ویژه در پرداز نه‌چندان نهانِ “هزاره‌ها آویزه ايران اند”. آیا از نبشته آقای بازرگان زیرلایه “استخفاف” بیرون نمیزند؟ هزاره‌ها بايد – از سوی کسی یا کسانی – حمایت شوند! همچو پیام، پامال ساختن سرافرازی و آزادگی هزاره‌هاست.

سنگرگیری نویسنده در نقش سخنگوی چندین ملیون باشنده و آواره ایران که باور دارم او را به نمایندگی خویش نپذیرفته‌اند، برای خودش و برای ایرانیها یکسان زیانبار است.

اینها به کنار، بنیاد پیشگویی آقای بازرگان چیست؟ گیرم نظریه نظامی “مقام معظم رهبری” یا پالیسی دستگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران چنین باشد، چرا برچسپ سوزانش بر پیشانی “ایرانیها” کوبیده شود؟ آیا پخش خشونت در رسانه‌ها چراغ سبز یافته‌است؟

اگر نویسنده میخواست اندیشه تنهایی خود را بازتاب دهد، مگر نباید میگفت: «فکر میکنم یک روز من آن گروه آبدیده جنگندگان فاطمی را در نقش نوعی لشکر هزاره واپس به افغانستان خواهم فرستاد.» هزار البته، آنگاه کاری به کار آقای داریوش بازرگان نمیداشتم.

گورستانت گلباران فروغ فرخزاد!

پنج دهه پیش در پیرامون کسانی که انگشتان ویرانگر داشتند، چه شایان سروده‌بودی:

از غربتی به غربت دیگر میرفتند
و ميل دردناک جنايت
در دستهای شان متورم ميشد
کانادا/ بیست‌وچهارم جولای 2016