13558860_1020387741370801_3186464534898689274_o

تیوریسن ارشد افغانستان – نیویارکر

حمید ناشر

رئیس جمهور غنی متخصص دولت‌های ناکام است. آیا او کشور خود را از سقوط نجات می‌دهد؟
مجله نیویارکر می‌نگارد، زمانی‌که طالبان در ۱۹۹۷ بر بیش‌ترین قسمت‌های خاک افغانستان تسلط داشتند، محمد اشرف غنی در حال آمادگی برای آینده‌ی افغانستان بود. در این زمان محصل فارغ شده‌ی پوهنتون کلمبیا با وی مصاحبه‌ی انجام داد. غنی پاسخ داد: «زمانی که در افغانستان به صلح رسیدیم، به نیوزیلاند خواهیم رفت، تا شیوه‌ی پرورش گوسفندها را عملاً تماشا کنیم. علاوه برآن به سویس می‌رویم و پروژه‌های آبی بندهای برق را مطالعه خواهیم کرد.»

در یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ غنی در دفترش در واشنگتن بود و می‌دانست که همه چیز در آستانه‌ی تغییر است. وی برنامه‌ی پنج مرحله‌یی را طرح کرد تا براساس آن انتقال قدرت به حلقه‌ی صورت گیرد که برای ایجاد تغیر قابل اعتماد باشد. وی همچنان از امتیازدهی برای جنگ‌سالاران که عامل اصلی وضعیت آن‌زمان کشور و رسیدن طالبان به قدرت بودند، هشدار داد.

شش ماه بعد از آن حامد کرزی به قدرت رسید. نخستین ماموریت رسمی غنی در این حکومت جلب و تنظیم کمک‌‌های خارجی بود. وی باور داشت که افغان‌ها نیاز دارند تا برای به پا ایستادن روی ضرورت‌های اساسی شان کار شود، نه اینکه شاهد تطبیق برنامه‌های سازمان‌های بین‌المللی در کشور خود باشند. در این زمان اطرافیان سابق غنی در افغانستان و غرب وی را در کشور خودش به چشم غیرافغان می‌دیدند، اما وی ملی گرایی بود که قدرت سازش با محیط را داشت.

محمد حنیف اتمر وزیر انکشاف دهات آن ‌زمان یک‌جا با محمد اشرف غنی برنامه همبستگی ملی را طرح و به اجرا گذاشتند و رقم بودجه‌ی نخست آن برای ۳۳ هزار قریه میان ۲۰ هزار تا ۶۰ هزار دالر امریکایی بود که بانک جهانی آن‌را تمویل می‌کرد. این طرح مشترک ریشه در افکار رئیس جمهور فعلی و بانک جهانی داشت و با تطبیق آن برای نخستین بار دهات افغانستان نماینده‌‌های انتخابی داشتند، اهداف خود را دنبال می‌کردند و برای انکشاف مناطق دوردست خود کار می‌کردند. اما آینده‌‌ی کشور را ننوشت چون ده تا بیست پول هر دالر امریکایی در آن‌زمان هدر می‌رفت.

در بهار ۲۰۰۲ غنی وزیر مالیه‌ی افغانستان شد. وزیر دفاع آن‌زمان تلاش افزایش قوت شخصی‌اش را داشت، اما برعکس این عضو کابینه کم‌تر از بیست ساعت در دفتری کار می‌کرد که حتی کلکین هم نداشت. در این زمان وی تدابیر ضد فساد را پیشنهاد کرد و سیستم عاید را نیز مرکزی ساخت. به کارمندانش توصیه می‌کرد که مافیا و قاچاق‌چیان را پیگیری کنند. «باید در هرجا به آن‌ها ضربه بزنید، لذا توان ایجاد شبکه‌های شخصی را نخواهند داشت.» جیلانی پوپل می‌گوید: «دوره‌ی طلایی کرزی زمانی بود که اشرف غنی وزیر مالیه بود. کرزی شخص مردمی بود و تمامیت این کشور را حفظ می‌کرد، اما غنی ماشین بالفعل نظام برای آوردن اصلاحات به حساب می‌رفت.»

پاکی و مفسد نبودن شخص غنی اختلافات را در کابینه‌ی کرزی به‌وجود آورد. زمانی‌که دانست جنگ‌سالار شمال «مارشال فهیم» در صدد بیش‌تر ساختن سربازان شخصی و خیالی است بودجه‌ی وی را قطع ساخت. فردای آن‌روز یگانه مارشال افغانستان به نزد کرزی رفت و گفت: «می‌خواستم غنی را بکشم.» کرزی در پاسخ گفت: «برای کشتن اشرف راه درازی در پیش است.»

در سال ۲۰۰۴ حامد کرزی با پیروزی در انتخابات عزل غنی را از وزارت مالیه آوازه کرد. اخضر ابراهیمی از کرزی پرسید: «فرد بهتری نسبت به محمد اشرف غنی در نظر داری.» کرزی گفت نه و سپس ابراهیمی ادامه داد: «پس با وی کنار بیا و یک‌جا به همرایش کار کن.» این بود که حکومت وقت، عامل روشنی خود را از دست داد. جیلانی پوپل می‌گوید اگر غنی در سمت‌اش می‌ماند، افغانستان حالا متفاوت می‌بود، اما مدتی بعد وی رئیس پوهنتون کابل تعیین شد.

کرزی چندین بار در ۲۰۰۸ کوشش کرد، تا غنی را دوباره در قدرت حلقه‌ی بالا سهیم سازد و این بود که جیلانی پوپل و محمد اشرف غنی را به ارگ دعوت کرد. کرزی: «من اشتباه کردم، اما حالا می‌خواهم مقام بالاتر از قبل را برایت بدهم.» غنی این پیش‌نهاد وی را رد کرد و به کرزی گفت که به خواست دیگران به سبک‌دوشی‌ وی اقدام کرده است. در این موقع غنی به دوستش جیلانی پوپل گفت که می‌خواهد در مقابل کرزی در انتخابات بایستد، اما آقای پوپل گفت که همه افغانستان را می‌شناسد و به همین‌خاطر چانس پیروزی در انتخابات برایش کم است، اما غنی آن‌را رد کرد و این بود که سه درصد آرا را نصیب شد.

در ۲۰۱۴ وی یک‌بار دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری بود و با شعار «تحول و تداوم» طرح سه صد صفحه‌یی را چاپ کرد. در دور اول انتخابات به تاریخ پنجم اپریل از میان هشت نامزد ۳۳ درصد آرا را کسب کرد و در رده‌ی دوم ایستاد و عبدالله عبدالله با تفاوت دوازده درصدی اول شد. انتخابات به دور دوم کشانیده شد و در این زمان رنگ قومی به خود گرفت. پشتون‌ها که اکثریت افغانستان را تشکیل ‌می‌دهند، در کنار محمد اشرف غنی قرار گرفتند و طرف مقابل هم چنین کرد. زمانی‌که نتیجه‌ی ابتدایی حکایت از پیروزی غنی را داشت، عبدالله عبدالله به تقلید از سال ۲۰۰۹ مساله‌ی تقلب را پیش کرد.

پانزده هزار هواخواهش در مقابل ارگ به تظاهرات پرداختند و انتخابات را به انتقاد گرفتند. غنی به واسطه‌ی حمدالله محب مشاور انتخاباتی‌اش از این تظاهرات آگاهی یافت و چنین عکس‌العمل از خود نشان داد. «هر جنگ داخلی حد اوسط ده تا بیست سال دوام می‌کند، در غیر آن پایان دادن آن مشکل است. جنگ ما هنوز ادامه دارد. من تضمین می‌کنم که اگر فردا به عمل متقابل دست بزنیم یقیناً که نخستین مرمی فیر خواهد شد و اگر کسی بداند که چه زمانی آخرین آن فیر می‌شود پس اجازه می‌دهم که هواداران ما نیز به جاده‌ها بریزند.»

عبدالله عبدالله روند شمارش آرا را ترک کرد و گفت کسی دیگر را به حیث رئیس جمهور نمی‌پذیرد. در اواخر سپتامبر همان سال آقای غنی با اکثریت آرأ پیروز اعلان شد و حتی عبدالله عبدالله در آستانه‌ی اعلام حکومت موازی بود، اما سرانجام در اثر دخالت جان کری وزیر امور خارجه‌ی ایالات متحده به ریاست اجراییه رضایت داد و براین اساس در بیست‌و‌نهم سپتامبر برای اولین بار در تاریخ این کشور قدرت به شکل مسالمت آمیز انتقال یافت.

وی با رسیدن به ارگ به مفسدین هشدار داد، برعکس کرزی که فرصت ملاقات به هواخواهانش را می‌داد که در نهایت اعضای پارلمان تا 1.5 ملیارد دالر را از وی به غارت بردند، اما غنی چنین افراد را نپذیرفت. حامد کرزی به خانواده‌ی پیر سید احمد گیلانی ماهانه بیش از یکصدهزار دالر می‌داد و به عبدرب رسول سیاف نیز چنین امتیاز را قایل بود، ولی با آمدن غنی این راه درآمد قطع شد و در نتیجه این چهره‌ها به دشمنان رئیس جمهور فعلی تبدیل شدند، در حالیکه غنی می‌توانست امتیازدهی به آن‌ها را ادامه دهد. یکی از مشاورین جوان شخص رئیس جمهوری می‌گوید، به غنی گفت: «رهبران را ملاقات نمی‌کنی به‌خصوص اعضای پارلمان و مجاهدین را. و این افرادی اند که می‌توانند تو را زیر فشار سیاسی قرار دهند و در نتیجه در اصلاحات با مشکل روبرو خواهی شد.» غنی در پاسخ گفت: «اگر آن‌ها را ملاقات کنم بر من خواهند ریخت. روز اول انگشت مرا می‌خواهند، روز دوم دستم، روز بعد پایم را قطع خواهند کرد. زمانی‌که فرصت مهیا شد، حتماً با آن‌ها ملاقات می‌کنم.»

به باور روزنامه در حال حاضر تلاش‌های رئیس جمهور برای آوردن صلح با بن‌بست مواجه است و مردم نظاره‌گر آن اند که چه زمانی این حکومت سقوط می‌کند، زیرا به نظر آنان رئیس جمهور کشور شان آن‌چه که می‌خواست انجام داده نتوانست. افزون بر ناکام شدن روند صلح، نیروهای امنیتی افغان در حالت دفاعی بیشترین تلفات را متقبل شده اند و هویدا نیست که در صورت نبود نیروهای امریکایی وضعیت چه خواهد شد. با توجه به دهه‌ی نود در متشنج شدن اوضاع این کشور یک‌بار دیگر طعمه‌ی روسیه، پاکستان، ایران، چین و هند خواهد شد.

این مسایلی است که زندگی آقای غنی را در ارگ تشکیل می‌دهد، اما روزنامه به نقل از امرالله صالح رئیس پیشین امنیت ملی نگاشته است که می‌گوید، این همه به معنای شکست و ناکام شدن رئیس دولت نیست، بلکه حالا هم می‌تواند تغییرات زیادی را سبب گردد.

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي.