13781821_313324399000076_1414941307776049875_n

ازدواج؛ کمال مطلوب و سنت موجود – لطف الله قادری

لطف الله قادری  –

ازدواج نخستین سنگ بنای تشکیل خانواده و بالطبع، جامعه و اجتماع است و میزان اندیشه و تدبر در آن در میزان پیشرفت یا انحطاط و صعود یا سقوط جامعه تاثیر دارد. ازدواج دارای آثار و نتایج بسیاری است؛ از جمله: ارضای غریزه‌ی جنسی، تولید و بقای نسل، تکمیل و تکامل انسان، آرامش و سکون، پاک دامنی و عفاف و نتایج متعدد دیگر.

از این رو، اسلام به عنوان یک مکتب آسمانی، آن را نه تنها کاری محبوب و مقدس دانسته، بلکه جوانان را مؤکداً بدان توصیه کرده است. هر ازدواجی دارای اهداف خاص خود است، ولی در این میان، برخی از اهداف کم ارج و کم اهمیت و در نتیجه ناپایدارند و نمی‌توانند برای همیشه و یا حتی مدتی دراز خوشبختی زوجین را تضمین کنند. برخی نیز ارجمند، مهم و در نتیجه پایدارند. بنابراین، شایسته است ازدواج با توجه به این اهداف در نظر گرفته شود.

ازدواج از این نظر که عاملی برای نجات از آلودگی، موجبی برای نجات از تنهایی و سببی برای بقای نسل است، خودداری از آن همیشه سبب ایجاد بی‌تعادلی، نابهنجاری رفتاری و زمانی هم فساد شخصیت و حتی بیماری جسمی می‌گردد. بنابراین، بهترین و بالاترین نعمت‌ها برای هر زن و مرد از نظر اسلام تشکیل خانواده است.

گمان نمی‌رود از بین مکاتب و ادیان، هیچ دینی به اندازه‌ی اسلام درباره ازدواج بحث کرده باشد. ازدواج از نظر اسلام امری مستحب، مورد تاکید و از سنن انبیای الهی معرفی شده و جوانی که بدان تن دهد در حقیقت، همگام با آفرینش و سعادتمند است.

ازدواج از نظر اسلام پیمان مقدسی است که برقراری آن بر اساس مقررات، آداب و رسوم، تشریفات، سنن و قوانین خاصی صورت می‌گیرد. معمولاً می‌گویند که خانواده مسئول بسیاری از عیوب و بدبختی‌های جامعه است. این مطلب قابل قبول است، ولی در عبارتی گویاتر و رساتر می‌گوییم: در واقع، عدم خانواده به معنای واقعی کلمه است که مسئول عیوب و بدبختی ها است و این اغلب بدان دلیل است که در تشکیل آن فکر و هدف ارزیابی شده وجود نداشته است.

علیرغم اهمیت بالای ازدواج در دین اسلام و همچنین تاکید بر سلامت و درستی آن، این امر در جامعه‌ی افغانی مورد غفلت قرار می‌گیرد. در بسا موارد ازدواج در جامعه‌ی ما به یک سنت ناروا مبدل شده که از طریق آن فشارهای زیادی بر زنان و دختران وارد می‌گردد. در حالی که در اسلام به هوشیاری، آگاهی و رضایت طرفین در امر ازدواج بیش از حد تاکید شده است، اما در افغانستان این امر هیچگاهی رعایت نمی‌شود. در ازدواج دختران اغلباً رضایت آنان مدنظر قرار نمی‌گیرند و خانواده‌ی دختر به جای آن تصمیم می‌گیرد. در شرایطی که خانواده تصمیم به ازدواج دختر بگیرد، دیگر او را حقی نیست تا در مورد مهمترین سرنوشت زندگی اش ابراز نظر کند و یا نسبت به آن واکنش نشان دهد. دختر کاملاً در وضعیت غیرفعال قرار دارد و در بسا موارد رضایت و عدم رضایت او اصلاً مدنظر قرار نمی‌گیرد.

نکته‌ی دیگر که در ازدواج بسیار مورد تاکید قرار گرفته است، موضوع بلوغ فرد می‌باشد. تا زمانی که دو طرف به بلوغ کامل جسمی و عقلی نرسیده باشند، ازدواج آنان ناروا می‌باشد، اما با این وجود در افغانستان این مساله رعایت نمی‌شود و در بسا موارد اتفاق افتاده است که کودکان بنابر تصمیم خانواده‌های خود ازدواج کرده اند.

سنت‌های بد ازدواج در همین حد در افغانستان خلاصه نمی‌شود. انواعی از مشکلات دیگر مانند بد دادن، فروختن دختران، بدل کردن آنان با دختر دیگر و مسائل متعدد دیگر، ازدواج در جامعه‌ی افغانی را به یک تجربه‌ی تلخ برای بسیاری‌ها مبدل کرده است.

طبیعی است که در چنین بستری وقتی خانواده‌ای شکل بگیرد، آن خانواده وضعیت نورمالی نخواهند داشت. آن خانواده دیگر کارویژه‌های اصلی خود را از دست خواهد داد، عشق و محبت در آن وجود نخواهد داشت، فرزندانی که در آن خانواده بدنیا می‌آیند، تربیت درست نخواهند دید و در نهایت اثرات مناسبات نامطلوب در درون آن خانواده به کل جامعه سرایت خواهد کرد و جامعه را آسیب خواهد زد.